دکتر یدالله سحابی

زندهياد «يدالله سحابى» در سال ۱۲۸۴ در يكى از كوچههاى گذر وزير دفتر از محله سنگلج تهران به دنيا آمد. جدش اصفهانى بود و به دليل داشتن كارگاه نجارى، به «نجارباشى» شهرت داشت. پدرش نيز در قشون نظامى آن دوران سمت «كارپرداز هنگ» را داشت اما با تغييرات در وضع قشون، در زمان مشروطيت، به كشاورزى روى آورد، تا اينكه در پايان در اداره تلگراف تهران مشغول شد و تا آخر عمر نيز در همين اداره كار ميكرد.
با تاسيس مدرسه «شرف احمدى» در محله سنگلج به رياست يك روحانى به نام «حاج سيدآقا طالقانى» يدالله سحابى در اين مدرسه ثبت نام كرد. وى تا كلاس چهارم در آن مدرسه درس خواند و به مدت يك سال به دليل بيمارى حصبه از تحصيل بازماند ولى پس از بهبودى در مدرسهاي جديدالتاسيس به نام «افتتاحيه» ثبت نام كرد. تحصيلات ابتدايى ايشان در سال ۱۲۹۸ خاتمه يافت.
سال ۱۲۹۸ كه مقارن ۱۳۳۶ قمرى است سالى سخت و پردرد براى هموطنان ما و خصوصاً مردم تهران بود. در اين سال ابتدا قحطى و سپس بيمارى وبا، بسيارى از مردم را از پاى درآورد. سختى قحطى به حدى بود كه گرسنگان، زبالههاى انباشته در كوچه و معابر را زير و رو ميكردند تا تكه نان خشكيده و يا خوراكى نيم گنديدهاي را بيابند و سد جوعى كنند. گاهى هم در گوشهاي از كوچه و خيابان، جمعى از پير و جوان ديده ميشدند كه آتشى افروخته و قطعهاي از پوست خيك را در آتش افكنده و نيم سوخته آن را در دهان گذاشته و به جويدن مشغولند.
• دوره متوسطه
تحصيل دبيرستانى سحابى در مدرسه «شرف مظفرى» واقع در سمت شمالى خيابان حافظ امروز مقابل پارك شهر شروع شد. مرحومان دكتر محمد موتمن (مسيح الدوله) و ميرزا حسن خان ذوقى به ترتيب، مدير و ناظم اين مدرسه بودند. سال دوم تحصيل دبيرستان وى سال ۱۲۹۹ بود كه در اواخر آن سال كودتاى رضاخان ميرپنج با همكارى سيدضياء طباطبايى و كمك انگليس طراحى و اجرا شد.
• تكميل دورههاى تحصيلى
تحصيلات دوره دوم متوسطه را ابتدا در دارالفنون شروع كرد ولى بعداً به واسطه علاقهاي كه به كار تعليم داشت در سال ۱۳۰۳ در دارالمعلمين مركزى ثبت نام كرد. اين مؤسسه به رياست مرحوم ميرزاابوالحسن خان فروغى كه مردى وارسته و عارف بود، اداره ميشد. تحصيل متوسطه سحابى در اين مؤسسه در سال ۱۳۰۴ به پايان رسيد. هنگام تحصيل در دارالمعلمين، از نظر علاقهاي كه به كار معلمى داشته در كلاس اول اين مؤسسه تمرين تعليم علوم را نيز ميكرد. سحابى پس از فراغت از تحصيلات متوسطه در مهر ماه ،۱۳۰۴ به طور پاره وقت رسماً به كار تعليم در دبستان ابن سينا با حقوق دولتى مرسوم آن زمان (۱۸۰ ريال در ماه) ميپرداخت و سپس نظر به احتياج زندگى در آذرماه همان سال با ماهى ۴۰۰ ريال حقوق به مباشرت و كمك مهندسى راه سازى در نواحى سمنان و دامغان و شاهرود و اطراف اشتغال يافت و اين كار تا سال ۱۳۰۷ ادامه داشت. اشتغال به اين كار بى تاثير در ايجاد ذوق زمين شناسى در سحابى نبود. در تحصيل دوره اول متوسطه در دبيرستان شرف، درس زمين شناسى به وسيله دكتر سيدابوالقاسم شيخ الاسلامى تدريس ميشد و او با بيان روشن و مفهوم، عوامل تغييردهنده سطح زمين را به دانش آموزان جزوه ميگفت. اين موضوع شوق و علاقه سحابى را به كسب اطلاع بيشتر راجع به چنين عواملى برانگيخت. اشتغال در امور راه سازى از اواخر ۱۳۰۴ تا اوايل ۱۳۰۷ و سروكار با سنگها و وضع قرار گرفتن طبقات سنگها در كوهها و نقش و تصاويرى كه اغلب بر روى سنگها يافته ميشد (فسيلها) يك نوع آرزو در سحابى براى شناخت علمى درباره چنين آثارى ايجاد كرد.
• تحصيلات عالى
در سال ۱۳۰۷ به كوشش مرحوم يحيى خان اعتمادالدوله وزير معارف، دارالمعلمين عالى كه بعداً دانشسراى عالى نام گرفت، تاسيس شد و سحابى در رشته علوم طبيعى اين مؤسسه ثبت نام كرد. تا اين تاريخ دانشكده علوم مستقل در تهران تشكيل نشده بود و دارالمعلمين عالى كه در سال ۱۳۰۷ تاسيس شد، داراى پنج رشته رياضيات، فيزيك و شيمى، علوم طبيعى، فلسفه و ادبيات، تاريخ و جغرافيا بود. بعداً در حدود سال ۱۳۲۰ با يكى كردن سه رشته علمى دانشسراى عالى اساس دانشكده علوم و با يكى كردن دو رشته ديگر دانشسراى عالى دانشكده ادبيات تهران را بنيانگذارى كردند و دانشسراى عالى فقط براى تدريس علوم تربيتى اختصاص يافت. در خرداد ماه سال ،۱۳۰۷ قانون اعزام محصل به خارج از تصويب مجلس شوراى ملى گذشته و طبق آن هر سال، يكصد نفر از فارغ التحصيلانى كه اقلاً ديپلمه متوسطه بودند و از طريق مسابقه علمى انتخاب ميشدند، به خرج دولت، به خارج اعزام ميشدند، تا در رشتههايى كه برحسب استعداد و بر طبق احتياج، براى آنها معين ميشد، به تكميل تحصيلات بپردازند. تحصيل سحابى در دارالمعلمين عالى سه سال ادامه يافت و در خرداد ماه ۱۳۱۰ از جمله ليسانسيههاى دوره اول اين مؤسسه در رشته علوم طبيعى بود. سحابى پس از فارغ التحصيلى از اين دانشسرا در مسابقه اعزام به خارج شركت كرد و با قبول شدن در اين كنكور آماده رفتن به خارج شد. در آن سال عارضه دندان درد و تورم سقف دهان مقدمه تب مستمر و شديدى شد كه نه فقط وى را از تشريفات مقدماتى بازداشت بلكه قريب به سه ماه بسترى و به كلى از سفر در آن سال محروم كرد.
• ازدواج
يدالله سحابى در سال ۱۳۰۸ با دخترعمه خود (مرحومه خانم معصومه اسدى) ازدواج كرد كه ايشان در دوازدهم مهر سال ۱۳۶۴ فوت كرد. حاصل اين ازدواج هفت فرزند (پنج پسر و دو دختر) است كه يكى از فرزندان ايشان مرحوم على سحابى حدود ۲۰ روز بعد از درگذشت پدر، فوت كرد.
• اعزام به خارج
سال تحصيلى ۱۱ ـ ۱۳۱۰ در حالى كه منحصراً به كار تعليم در دبيرستان مشغول بود، خاتمه يافت، امتحانات درسهاى مربوط به خود را در دبيرستان انجام داد و در تير ماه همان سال مجدداً در مسابقه اعزام محصل به خارج شركت كرد و چند روز بعد نيز نامش جزء قبول شدگان منتشر شد. دكتر سحابى در سال ۱۳۱۱ در راه عزيمت به اروپا براى تحصيل از طريق تهران و از راه قزوين، بندر انزلى، باكو، خاركف، روسيه، لهستان، برلين و بلژيك به پاريس ميرسد.دكتر سحابى در سال ۱۳۱۱ در شهر ليل فرانسه و در دانشگاه ليل براى تحصيل در رشته گياه شناسى، حيوان شناسى و آبهاى زيرزمينى ثبت نام ميكند و در تاريخ ۱۰ آبان ماه همان سال در كلاسهاى دانشگاه ليل حاضر ميشود. در خرداد ماه سال ۱۳۱۲ در امتحانات گياه شناسى و آبهاى زيرزمينى قبول ميشود و امتحان حيوان شناسى، چون تحصيل كامل آن دو ساله بود، به سال بعد محول ميشود. پس از انجام امتحانات، بلافاصله عازم پاريس ميشود و از اداره سرپرستى تقاضا ميكند تا تحصيلات تابستان را عازم تهران شود. سرپرست از اين تقاضا تعجب ميكند و حتى روى ناموفق نشان ميدهد و متذكر ميشود كه در فرانسه چيزهاى ديدنى بسيار است، بهتر است تابستان را صرف چنين مطالعاتى بكند. اما سحابى وقتى اجمالى از وضع خانوادگى اش را براى وى توضيح ميدهد، بلافاصله قبول ميكند و دستور انجام مقدمات براى مرخصى تابستان و عزيمت به تهران را صادر مينمايد.
دكتر سحابى در تابستان سال ۱۳۱۲ از طريق بندر مارسى با كشتى به تهران حركت مينمايد. خود ايشان در اين مورد ميگويد: «در جست وجوى وسيله نقليه براى عزيمت به تهران، معلوم شد كه يك شركت كشتيرانى فرانسوى كه رفت و آمدى در درياى مديترانه داشت، تخفيفى در قيمت بليت مسافرت در تابستان آن سال (۱۹۳۳ ميلادى) براى دانشجويانى كه قصد مسافرت از فرانسه به شهرهاى ديگر را از اطراف مديترانه دارند قائل شده است از اين جهت من هم به آن شركت مراجعه كردم و بليت رفت و برگشت از بندر مارسى واقع در جنوب به بيروت و برعكس را به قيمت رفت، با پنجاه درصد تخفيف خريدارى كردم و دو روز بعد از خريد بليت پاريس را به قصد بندر مارسى و براى سوار شدن به كشتى، ترك كردم. در كشتى با عدهاي ديگر از دانشجويان ايرانى كه آنان نيز عازم تهران بودند همراه گشتم. دو نفر از اين عده آقايان مهندس بازرگان و دكتر محمد قريب بودند كه ايشان هم براى ملاقات خانواده خويش، موقتاً به تهران ميرفتند. اين دو نفر مدتى قبل از من در فرانسه مشغول تحصيل بودند و من آشنايى زيادى با آنان نداشتم. در كشتى با رفتار پسنديدهاي كه داشتند و انجام وظايف دينى، از قبيل نخوردن شراب و اداى نماز كه مينمودند، توجه مرا جلب كردند و به مصاحبت با آنان پرداختم. در اين سفر توفيق مصاحبت و همسفرى با مهندس بازرگان را نيز داشتم.»
• موضوع رساله
موضوع رساله دكتر سحابى، تحقيق روىهاگهاى زغال سنگهاى فرانسه و انتشار چينه شناسى آنها بود. ضمن انجام مقدمات كار دكترا، در ۱۹۳۵ براى تحصيل كانى شناسى نيز در دانشگاه ليل ثبت نام مينمايد، درسها و آزمايشگاههاى آن را پى گيرى ميكند و امتحان نهايى آن را نيز با موفقيت ميگذراند. دكتر سحابى در اواخر سال ۱۹۳۵ به توصيه استاد راهنمايش مرحوم پروفسور برتران مسافرتى به كراكورى، از شهرهاى لهستان، مينمايد و در آزمايشگاه دكتر زرن، كه تكنيك مخصوصى براى جداسازى «اسپرها» از داخل زغال سنگ داشت، در مدت دو هفته، به مطالعه و تمرين نيز ميپردازد. كار تحقيق علمى سحابى در اوايل سال ۱۹۳۶ خاتمه يافت و رساله مربوط به آن در آخر تابستان همان سال آماده چاپ ميشود.
راهنمايىهاى صميمانه و كمكهاى ارزندهاي كه استاد «برتران» در پيشبرد كار تحقيقى سحابى ميكند و حتى در تحصيلات تابستان از سركشى خصوصى فروگذارى نمى كند، براى وى هرگز فراموش نمى شود.
در اكتبر سال ،۱۹۳۶ مطابق مهر ماه ۱۳۱۵ رساله تحقيقى سحابى به تصويب هيات ممتحنه از كادر زمين شناسى دانشگاه ليل ميرسد و ايشان عنوان دكترى ميگيرد. سفر علمى سحابى به فرانسه در مجموع چهار سال و نيم طول ميكشد و ايشان در ۱۶ بهمن ماه ۱۳۱۵ به تهران ميرسد. سحابى در مورد سفرش به خارج ميگويد: «در اين سفر كه در مقدمه آن با ناراحتىها و آشفتگىهاى روحى و فكرى همراه بود، ولى در اميد به خداوند و به فضل و رحمت او، با تلاشى كه در حد وسع داشتم به نتايج مطلوبى منتهى گرديد. در اين سفر توشهاي از علم و بصيرت كه قابل عرضه و خدمتگزارى در وطن باشد نصيبم گشت و در ضمن رفاه خانواده و رشد شايسته فرزندان كه در نبود خود نسبت به آن نگرانىها داشتم، در كفايت الهى، به بهترين وجه انجام پذيرفت.»
• خدمت نظام وظيفه
دكتر سحابى پس از سه روز ورود به تهران، براى انجام خدمت وظيفه در تاريخ 19/11/1315 به اداره نظام وظيفه خود را معرفى كرد. اداره نظام وظيفه در ابتدا از قبول و معرفى سحابى، براى خدمت امتناع ميورزد و علت را بسته شدن دفتر معرفى افراد براى خدمت وظيفه افسرى كه از اسفند ماه شروع ميشد، ذكر ميكند. ولى با اصرارى كه سحابى در خدمت در همان موقع مينمايد و از اين جهت كه مسن ترين مشمولان نيز بوده است (متولد ۱۲۸۴) و مقامات بالاتر نظامى هم تاييد در تصريح خدمت مشمولان مسن داشته اند بالاخره قبول مينمايند كه سحابى براى دوره خدمت افسرى در اسفند ماه ۱۳۱۵ به پادگان معرفى شود.
خدمت نظام وظيفه سحابى و ساير مشمولان هم دوره وى، بر طبق همين مقررات، از اول اسفند ماه ۱۳۱۵ شروع ميشود و با گذشت يك ماه تمرين نظامى در پادگان عشرت آباد و شش ماه دوره دانشكده افسرى و پنج ماه خدمت افسرى در هنگ آهن از لشكر يك تهران، در اسفند ماه ۱۳۱۶ خاتمه مييابد.
• اشتغال دوباره به تدريس
خدمت رسمى دانشگاهى سحابى در هشتم فروردين ماه ۱۳۱۷ با ابلاغ شماره 8955/۵۶۹۰ به عنوان دانشيار تدريس زمين شناسى در دانشسراى عالى شروع ميشود. اين ابلاغ به امضاى مرحوم على اصغر حكمت كه در آن زمان وزير معارف بود صادر ميگردد. قبل از اين، در زمان خدمت نظام وظيفه نيز تدريس در دانشسراى عالى را كه در آن زمان دارالمعلمين عالى خوانده ميشد، به طور رسمى شروع ميكند. زيرا نظر به احتياجى كه براى تدريس زمين شناسى در دانشسرا بود، بنا به درخواست وزير معارف و تصويب و دستور شاه، ضمن خدمت نظامى كه در دانشكده افسرى انجام ميشود، هفتهاي چند ساعت در دانشسراى عالى تدريس مينمايد و همين وضع تا پايان مدت خدمت نظام وظيفه ادامه مييابد. اما خود دكتر سحابى در خاطرات خود در مورد اشتغالش به تدريس در دانشگاه ميگويد: «اشتغال به تدريس من در دانشگاه به اتفاق دكتر فريدون فرشاد كه او هم دكترا در زمين شناسى بود و در بازگشت به ايران، در خدمت نظام وظيفه و اشتغال به تدريس، همراه و همگام بوديم، صورت ميگرفت. قبل از ما، استادان فرانسوى آندره ريوى ير و بعد از او ريمون فورن زمين شناسى را در دانشسراى عالى تدريس ميكردند. در اين اوقات، نظر به اختلاف سياسى كه رضاشاه با دولت فرانسه پيدا كرد، اغلب فرانسويان را از سمت و شغلى كه در ايران داشتند، اخراج كردند و معلمان فرانسوى دانشسراى عالى هم از اين جمله بودند. از اين جهت بود كه ضمن خدمت نظام وظيفه من و دكتر فرشاد را مامور تدريس در دانشگاه نيز كرده بودند. تعليم زمين شناسى در ابتدا فقط در تهران در دارالمعلمين عالى كه بعداً نام دانشسراى عالى را گرفت، انجام ميشد. در آن وقت دانشكده علوم جدا و مستقل از دانشسراى عالى، وجود نداشت. بعد از سال ۱۳۲۰ ابتدا در تهران و تدريجاً در مراكز استانها دانشكدههاى علوم تشكيل شد و با برگشت فارغ التحصيلان متخصص از خارج و ليسانسههاى بااستعداد داخلى، تعليم زمين شناسى در اين دانشكدهها و دانشكدههاى كشاورزى و فنى و صنعتى كشور، توسعه يافت. با اين وصف معلوم ميشود كه دكتر فرشاد و من نخستين استادان فارسى زبان زمين شناسى در ايران بوده ايم.»
• خدمات فرهنگى غيردانشگاهى
دكتر سحابى در خدمت علمى دانشگاهى اش، هيچ گاه بى ارتباط با مسائل تعليمات عمومى (متوسطه و ابتدايى) نبوده و در مجموع بيش از هر يك از استادان ديگر دانشگاه، در خدمات فرهنگى غيردانشگاهى، صرف وقت مينمود. تحصيلات كامل متوسطه در ايران تا سال ،۱۳۱۲ فقط در چهار مدرسه متوسطه داير بود و از اين موقع به بعد تحصيلات مزبور در تهران روبه توسعه نهاد و در مراكز چهار استان بزرگ (تبريز، مشهد، اصفهان، شيراز) نيز دوره متوسطه تاسيس گرديد.
كيفيت تعليمات مزبور، در ابتدا، با داشتن معلمان ذى فن و علاقه مند و مديران و مسئولان ادارى كاردان، در سطحى بالا بود ولى در توسعه بعد، چون مقدمتاً به تهيه و آماده سازى معلمان شايسته و يا ديندار توجهى نگرديد، از كيفيت آن تدريجاً كاسته شد. دكتر سحابى در دوره خدمات غيردانشگاهى به خدمات ذيل پرداخت:
۱ ـ راه اندازى اداره امتحانات نهايى ششم طبيعى متوسطه در سال ۱۳۲۳ با حكم وزارت فرهنگ.
۲ ـ رياست فرهنگ تهران. دكتر سحابى در آبان ماه ۱۳۲۵ به رياست فرهنگ تهران و توابع منصوب ميشود. مدارس تهران به واسطه تحريك و درگيرىهايى كه از طرف حزب توده ايران و گروههاى مخالف آن صورت ميگرفت وضع متشنج و آشفتهاي داشت و انتصاب سحابى به رياست فرهنگ تهران از طرف دكتر سيدعلى شايگان وزير فرهنگ با پيشنهاد و اصرار احمد آرام كه خود رئيس فرهنگ تهران بود و قصد كناره گيرى از آن را داشت، صورت گرفت كه در دى ماه ۱۳۲۵ از اين سمت استعفا داد. همچنين دكتر سحابى در كميسيون تعليمات دينى وزارت فرهنگ در مرداد ماه سال ۱۳۲۷ شركت كرد.
۳ ـ تاسيس دانشسراى تعليمات دينى:
بعد از شهريور ماه سال ۱۳۲۰ از طرف موسسات خيريه و علاقه مندان به تعليمات دينى، اقدام به تاسيس مدارس ملى شده بود و يكى از آنها «جامعه تعليمات اسلامى» بود كه مدارس متعددى را در تهران تاسيس كرد. جامعه اسلامى كه از همكارى عدهاي از تجار و رجال متدين و سرشناس به سرپرستى مرحوم حاج عباسقلى بازرگان (پدر مهندس مهدى بازرگان) تشكيل شده بود و انجام كارهاى خيريه متعددى را بر عهده داشتند، در خدمات دينى خود به «جامعه تعليمات اسلامى» كمك و همراهى لازم را ميكردند. البته اساسنامه «آموزشگاه تربيت معلم تعليمات دينى» نيز به پيشنهاد دكتر سحابى تصويب شد. در شهريور ماه ۱۳۲۹ اولين آزمون آموزشگاه تربيت معلم تعليمات دينى براى پذيرش دانشجو انجام گرفت.
در سال ۱۳۳۱ نيز دكتر سحابى اولين كتاب زمين شناسى عمومى خود را توسط «انتشارات دانشگاه تهران» انتشار داد.
۴ ـ تاسيس دبيرستان كمال: دبيرستان كمال نارمك كه امروز يكى از دبيرستانهاى بنام و معتبر تهران است در سال ۱۳۳۷ افتتاح شد و تاسيس آن را ميتوان از خدمات فرهنگى دكتر سحابى به كشور نام برد.البته رژيم شاه در تاريخ 18/12/1352دبيرستان كمال را منحل كرد.
• دبيرستان كوثر
از ديگر خدمات فرهنگى دكتر سحابى در سالهاى پس از انقلاب تاسيس دبيرستان كوثر است كه در سال ۱۳۶۹ تاسيس شده و هم اكنون نيز اين مدرسه داير است.
دكتر سحابى خارج از خدمات تعليماتى در دانشگاه و وزارت فرهنگ، به مناسبت اطلاعات و آگاهىهاى زمين شناسى، اشتغالاتى در ادارات ديگر داشت و يا خدماتى را براى افراد و يا موسسات انجام ميداد كه از آن جمله موارد زير است:
۱ ـ اشتغال در اداره كل معادن.
۲ ـ اداره آبيارى سازمان برنامه.
۳ ـ شركت ياد.
ماجراى شركت ياد از اين قرار بود كه در اعتراض به مفاد قرارداد كنسرسيوم در دوره نخست وزيرى زاهدى نامههايى از طرف گروههاى سياسى و از جمله از طرف نهضت مقاومت ملى ايران كه دكتر سحابى و مهندس بازرگان عضو آن بودند، منتشر گرديد. در همين زمينه نامه اعتراضيه مستدلى با امضاى مشخص از طرف دوازده تن از استادان دانشگاه تهران نوشته شد كه زاهدى از اين نامه سخت برآشفته شد و دستور انتظار خدمت امضاكنندگان را داد و تا زمانى كه زاهدى بر سر كار بود دكتر و ساير استادان نتوانستند به دانشگاه بازگردند.
اين افراد در زمان بركنارى از دانشگاه چون با دولت ارتباطى نداشته و در ضمن براى اينكه قادر به تامين معاش باشند شركتى با مديريت زنده ياد بازرگان تشكيل داده و به اختصار نام آن را «ياد» برگرفته از نام يازده استاد دانشگاه نهادند.در سال ۱۳۳۲ اتفاقات ديگرى در زندگى دكتر سحابى رخ داد از آن جمله؛ شركت در تاسيس «نهضت مقاومت ملى ايران» و شركت در تشكيل جمعيت تامين آزادى انتخابات، عضويت در جبهه ملى و حمايت از مشى سياسى دكتر مصدق، مراجعه به وزارت كشور و اعتراض به انتخابات فرمايشى مجلس سنا. نامه دكتر سحابى و گروهى از علما، رجال و استادان دانشگاه در اعتراض به انتخابات فرمايشى دوره هيجدهم مجلس شوراى ملى خطاب به وزارت كشور. در تاريخ ۷ مرداد ماه ۱۳۳۵ دكتر سحابى در كنار خدمات فرهنگى اش به تاسيس «مؤسسه فرهنگى اخلاق» اقدام ميكند.
در سال ۱۳۳۷ صدور امتياز دبيرستان كمال به نام مؤسسه فرهنگى اخلاق توسط شوراى عالى فرهنگ داده ميشود. در همين سال دكتر سحابى همراه جمعى از دوستان و ياران خود به تاسيس شركت سهامى انتشار دست ميزند. در ۲۵ ارديبهشت ماه ۱۳۴۰ دكتر سحابى به همراه دو همرزم و يار خود آيتالله طالقانى و مهندس بازرگان، نهضت آزادى ايران را تشكيل دادند. دكتر سحابى بعد از تشكيل نهضت آزادى ايران در تير ماه ۱۳۴۰ به همراه مهندس مهدى بازرگان بازداشت و در زندان قزل قلعه زندانى شد و در شهريور ماه ۱۳۴۰ از زندان آزاد شد و در ۲۰ شهريور ماه ۱۳۴۰ در دانشكده علوم دانشگاه تهران در ميان ابراز احساسات دانشجويان به سخنرانى پرداخت. اما مجدداً در ۴ بهمن ۱۳۴۱ به دليل فعاليت سياسى به همراه دوستان و ياران نهضتى خود دستگير شد.
سحابى در سال ۱۳۴۲ كتاب «سنگ شناسى» را با همكارى «سيروس زرعيان» منتشر كرد.در اول مهر ماه ۱۳۴۲ محاكمه دكتر سحابى و ساير رهبران نهضت آزادى ايران و جمعى از اعضاى آن جمعيت در دادگاه ويژه شماره يك دادرسى ارتش واقع در عشرت آباد آغاز شد: موضوع اتهام دكتر سحابى به همراه ساير اعضاى ديگر نهضت آزادى تشكيل جمعيتى كه مرام و رويه آن ضديت با سلطنت مشروطه بود، اعلام شد و وى به ۶ ماه زندان محكوم شد. در ۱۷ اسفند ماه ۱۳۴۲ دادگاه تجديد نظر دكتر سحابى و ساير اعضاى نهضت آزادى آغاز شد.دكتر سحابى بعد از پايان محاكمه و دادگاه تجديد نظر در پاييز سال ۴۴ به همراه ساير دوستان نهضتى به زندان برازجان تبعيد شد.وى در تاريخ ۱۸ مرداد سال ۱۳۴۴ از زندان به همراه تعدادى ديگر از دوستان و همراهان خود از زندان برازجان پيام تسليتى به مناسبت درگذشت آيتالله فيروزآبادى فرستاد.در ۷ اسفند ماه سال ۱۳۴۵ دكتر سحابى پس از ۴ سال از زندان آزاد شد. علت آزادى اين بود كه دادگاه تجديدنظر، زندان ايشان را به علت كهولت سن و ۴۰ سال خدمات فرهنگى به ۴ سال تقليل داده بود.در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ رهبر نهضت ملى ايران دكتر محمد مصدق در تبعيدگاه احمدآباد درگذشت و انجام مراسم غسل، نماز و دفن جنازه رهبر نهضت ملى ايران توسط دكتر سحابى انجام شد.در سال ۱۳۴۶ كتاب «خلقت انسان» توسط دكتر سحابى انتشار يافت.در ۱۸ اسفند ماه ۱۳۵۲ همانطور كه قبلاً ذكر شد دبيرستان كمال منحل شد و انحلال آن در روزنامه «نداى ايران نوين» توسط دستگاههاى سركوب كننده و رژيم اعلام شد.دكتر سحابى در سال ۱۳۵۲ به مكه معظمه مشرف شد و در ۲۲ مرداد سال ۱۳۵۵ از مردم براى كمك به شيعيان لبنان دعوت كرد.دكتر سحابى در تاريخ ۳۰ تير ماه ۱۳۵۶ به قلم دادرسى ارتش كه آيتالله طالقانى را مجدداً به ده سال زندان محكوم كرد، اعتراض كرد.از ديگر اقدامات دكتر سحابى در سال ۱۳۵۶ مشاركت در تاسيس جمعيت ايرانى دفاع از آزادى و حقوق بشر، مشاركت در تاسيس جمعيت تامين آزادى انتخابات بود كه منجر به دستگيرى و زندان ايشان و سايرين شد. در ۲۰ مهرماه ۱۳۵۶ دكتر سحابى به افترائات روزنامه كيهان كه در يكى از شمارههاى خود نسبتهاى ناروايى به انقلابيون زندانى داده بود پاسخ داد.در ۸ آبان ماه سال ۱۳۵۶ سحابى و گروهى ديگر از همفكران وى به مناسبت انعقاد مراسم ختم مرحوم سيدمصطفى خمينى اعلاميهاي صادر كردند و در ۱۲ آذر نيز وى و جمعى ديگر از همفكران نامهاي به نخست وزير وقت (آموزگار) در اعتراض به حمله ماموران رژيم به مردم مينويسند.در ۱۶ آذرماه ۱۳۵۶ نامه دكتر سحابى و ديگر موسسين «كميته ايرانى دفاع از آزادى و حقوق بشر» به دبيركل سازمان ملل متحد نوشته ميشود.اين نوع فعاليتها همچنان ادامه دارد تا اينكه در ۲۸ دى ماه ۱۳۵۷ دكتر سحابى به همراه دكتر باهنر و مهندس على اكبر معين فر و از طرف آيتالله خمينى مامور تشكيل كميته تنظيم اعتصابات ميشود. در ۲۳ دى ماه نيز پس از تشكيل شوراى انقلاب به پيشنهاد مهندس بازرگان به عضويت شوراى انقلاب درمى آيد. در هفدهم بهمن ماه ۱۳۵۷ پس از ورود آيتالله خمينى به ايران و تشكيل دولت موقت به عضويت دولت موقت درآمده و به سمت وزير مشاور در طرحهاى انقلاب منصوب ميشود كه در اين سمت مشغول تدوين قانون اساسى ميشود. قانونى كه به قانون اساسى دولت موقت مشهور گشت. بعدها در مهرماه ۱۳۵۸ با تغييراتى كه در كابينه داده شده، دكتر سحابى به سمت وزير مشاور در تعليمات و تحقيقات منصوب ميشود. دكتر سحابى در ۱۵ آبان ماه ۱۳۵۸ پس از پايان كار دولت موقت مجدداً به عضويت شوراى انقلاب درمى آيد و تا پايان كار شورا عضو آن باقى ميماند.دكتر سحابى در انتخابات اولين دوره مجلس شوراى اسلامى در سال ۱۳۵۹ به نمايندگى مردم تهران انتخاب ميشود و پس از افتتاح مجلس در هفتم خرداد ماه همان سال به عنوان رئيس سنى مجلس برگزيده ميشود. همچنين ايشان در مجلس عضو شعبه سوم از شعب دهگانه مجلس پس از قرعه كشى ميشود و رئيس شعبه دوم مجلس در انتخابات هيات رئيسه با هشت راى به رياست شعبه انتخاب ميشود.
در هفتم اسفندماه سال ۱۳۵۹ به عنوان نماينده مردم تهران در ورزشگاه شهيد شيرودى براى مردم تهران سخنرانى ميكند.
تذكرات انتقادى دكتر سحابى در دوران نمايندگى ايشان به شرح زير است:
- به هيات دولت و وزراى پيشنهادى به مجلس
- درباره شيوه برخورد با آمريكا
- درباره انتخاب مشمولان براى سپاه
- درباره تعداد نمايندگان سه قوه در صداوسيما
- اعتراض به حكم دادستان كل كشور مبنى بر تعيين سرپرستان صداوسيما
- درخواست توضيح درباره برنامه وزير پيشنهادى آموزش و پرورش
- درباره تبديل مدارس ملى به دولتى و غيره
- تذكر درباره ضرورت نظارت قانون محاسبات عمومى و ديوان محاسبات عمومى بر مخارج كشور
- درباره مشكلات كشور
- ارائه پيشنهاد براى حل اختلاف مابين رئيس جمهور و رئيس ديوان عالى كشور
- مخالفت با لايحه توقف اجراى احكام و دستورهاى اجرايى دادگاههاى صالحه و مراجع ثبتى در مورد قانون روابط موجر و مستاجر
- قانون تعهد خدمت معلمان فارغ التحصيل مراكز تربيت معلم
- دو ضرورت به كار گماردن جنگ زدگان
- توضيح درباره معافيت گروهى از نمايندگان مجلسين سابق از ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ تا ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ از پرداخت حقوق دريافتى
- طرح تعويض اراضى سياه و دشتك. در اين باره گفتنى است كه زمينهاى معوض واگذارى موضوع اين ماده واحده از مشمول ضوابط تفكيك، معاف و بابت تفاوت ارزش معوض از انتقال گيرندگان دريافت نخواهد شد.
- مخالفت با كليات حذف «فرمان همايونى»
- اعتراض به نطق قبل از دستور آقاى فدايى و تكذيب آنچه وى به ايشان نسبت داده است
- مخالفت با كليات طرح فعاليتهاى احزاب و گروهها در راى گيرى نهايى
- تذكر در رابطه با طرح قانون تعيين سرپرستى وزارتخانههاى بى وزير و عدم حضور در موقع راى گيرى
- راى مخالف، ناطق نورى (وزير كشور) در جريان استيضاح
- مخالفت با كابينه مرحوم رجايى در راى گيرى نهايى
- پيشنهاد ايجاد كميسيون جهت مذاكره راجع به گروگانها قبل از طرح موضوع در جلسه علنى
- غيبت در جلسه راى گيرى براى تصويب قانون عدم كفايت سياسى بنى صدر
دكتر سحابى در تاريخ 12/7/1364 همسر خود خانم معصومه اسدى كه بيش از ۵۰ سال با او زندگى كرده بود را از دست داد و اين براى دكتر رنج بسيار به همراه داشت.دكتر سحابى در دوران عمر خود علاوه بر كتابهايى كه قبلاً ذكر شد كتابهاى تكامل موجودات، توجه به آثار طبيعت در قرآن، قرآن و تكامل خلقت انسان، خلقت انسان در بيان قرآن و دعاهاى قرآن را تاليف كردند. از ديگر اقدامات سياسى دكتر سحابى نامه ۹۰ امضايى معروف خطاب به رئيس جمهور وقت است كه منجر به دستگيرى بيش از ۲۰ تن از دوستان و ياران و امضا كنندگان نامه شد. از جمله دستگير شدگان فرزند ايشان مهندس عزت الله سحابى بود.دكتر سحابى در تاريخ 30/10/1373 درگذشت مهندس مهدى بازرگان را به اطلاع عموم رساند و از عموم مردم خواست در مراسمى كه براى مهندس بازرگان برپا ميشود شركت كنند. او در مراسم ختم مهندس بازرگان سخنرانى كرد و از مقام و عظمت مهندس بازرگان و تلاشهايى كه او بيش از نيم قرن در كشور داشته است تجليل كرد. اقدامات و فعاليتهاى سياسى دكتر سحابى در واپسين سالهاى عمر خود بدين شرح بود:
۱- اقدام به نوشتن نامه براى مقامهاى كشور.
۲- دعوت از مردم به شركت در هشتمين دوره انتخابات رياست جمهورى.
۳- پيام تبريك به مناسبت انتخاب مجدد خاتمى به رئيس جمهورى ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۰.
۴- نامه سرگشاده به رياست قوه قضائيه در مورد بازداشت و محاكمه اعضاى نهضت آزادى ايران.
۵- رفتن به مجلس شوراى اسلامى در دوره ششم و اقدام به تحصن در اعتراض به بازداشت و روند محاكمه اعضاى نهضت آزادى و فعالان ملى ـ مذهبى.
۶- تقدير از وكلاى مدافع اعضاى نهضت آزادى ايران.
۷- نامه محرمانه يكى از مقامهاى كشور در سال ۱۳۸۰ در مورد وضعيت زندانيان ملى ـ مذهبى و نهضت آزادى. سحابى به واقع الگوى عملى اعتدال، انصاف، ايمان، اخلاص و انضباط بود. مرد فضليت و تقوا، صبر و استقامت و احسان و نيكوكارى و... چنانچه سحاب به معناى ابر است، سحابى ابرى از آسمان علم و اخلاق و احسان و ايمان بود كه چند صباحى صحراى تشنه و تفتيده ديار ما را آبيارى كرد و سرانجام به همان اقيانوسى كه از آن اوج گرفته و سوار بر باد بهاران باريده بود، با نسيمى از دوست به سوى او بازگشت و ضربان قلب اين سحاب در صبح دم جمعه ۲۳/۱/۱۳۸۱ خاموش گشت