معرفي تكنولوژيهاي جديد در اكتشاف ذخاير هيدروكربوري
معرفي تكنولوژيهاي جديد در اكتشاف ذخاير هيدروكربوري
نويسنده: نادر نيک کام
با
توجه به اهميت اكتشاف ذخاير هيدروكربوري در كشور و جايگاه در بالادستي نفت،
شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران (ايتان)، قصد دارد در اين زمينه نيز به جلب
آرا و تحليلهاي كارشناسي صاحبنظران و نشر و انعكاس آنها به مسئولين
بپردازد. در ابتداي اين مسير، لازم است به معرفي تكنولوژيهاي متعددي كه
در اكتشاف ذخاير هيدروكربوري وجود دارد و تكنولوژيهاي جديد در اين زمينه
اشاره شود كه در زير ملاحظه ميگردد:
تاكنون بشر توانسته است 50 درصد از ذخاير هيدروكربوري قابل پيشبيني در
كره زمين را كشف كند كه 29 درصد از اين ميزان تاكنون بهرهبرداري شده است.
اكتشاف 50 درصد مذكور عادي و بسيار آسان بوده است بهطوريكه گاهي وجود گاز
در سطح زمين، يا استفاده از روشهاي ابتدايي لرزهنگاري باعث كشف اين ماده
با ارزش شدهاند.
مسلماً اكتشاف 50 درصد باقيمانده ذخاير هيدروكربوري براحتي 50 درصد اوليه نيست و به اعتقاد بسياري از كارشناسان، در سالهاي آتي دسترسي به تكنولوژيهاي نوين كليد اكتشاف موفق منابع نفتي و دسترسي به ذخاير هيدروكربوري خواهد بود و كشوري در عرصههاي بعدي صنايع بالادستي موفق خواهد بود كه تحت هر شرايطي به اين تكنولوژيها دست يابد
.
در بسياري از اين تكنولوژيها كه اكنون كشورهاي پيشرفته در حال مطالعه بررسي آنها ميباشند، گسترة وسيع و متنوعي از مباني علوم پايه بويژه علوم رياضي وجود دارد، روشهاي مطالعه اين علوم نيز داراي تنوع زيادي است. خوشبختانه اكثر اين روشهاي رياضي جزو مطالب علمي روز دنيا ميباشند كه جهت كاربرد در علوم زمين از جمله اكتشاف هيدروكربور، سازگاري يافتهاند. برخي از اين روشهاي رياضي مانند تئوري و منطق آشوب، آمار فضايي، هندسه فركتال، شبكههاي عصبي و هوش مصنوعي، آناليز طيفي و تبديلات بعد فركانس، تجزيه و تحليل روند سطحي، روند سازي اورتوگونال، آناليز جزء اصلي، آناليز فاكتوري، آناليز خوشهاي و غيره در اكتشاف مخازن هيدروكربوري كاربرد فراواني دارند. حيطه كاربرد برخي از اين روشها نظير منطق فازي و آمار فضايي در كليههاي فعاليتهاي اكتشاف نفت و معادن ميباشد و برخي ديگر براي بررسي و تجزيه و تحليل دادههاي خاص مانند دادههاي ژئوشيمي و ژئوفيزيك كاربرد دارند.
در اين مقاله، برخي از روشهاي فوق به طور مختصر و كلي شرح داده ميشود با اين توضيح كه در حال حاضر موسسات و شركتهاي بزرگ دنيا كه در زمينه اكتشاف ذخاير هيدروكربوري فعاليت ميكنند، تحقيق و پژوهش اين روشها را در دست كار دارند و با تكيه بر آنها به توسعه نرمافزارهاي هرچه قدرتمندتر ميپردازند؛ كاري كه متاسفانه در كشور ما چندان به آن پرداخته نميشود. اميد است اين معرفي اجمالي بتواند انگيزهاي براي تحقيق، بررسي و كاربردسازي اين روشها در حيطه فعاليتهاي جديدي باشد كه تاكنون به آنها پرداخته نشده است.
مسلماً اكتشاف 50 درصد باقيمانده ذخاير هيدروكربوري براحتي 50 درصد اوليه نيست و به اعتقاد بسياري از كارشناسان، در سالهاي آتي دسترسي به تكنولوژيهاي نوين كليد اكتشاف موفق منابع نفتي و دسترسي به ذخاير هيدروكربوري خواهد بود و كشوري در عرصههاي بعدي صنايع بالادستي موفق خواهد بود كه تحت هر شرايطي به اين تكنولوژيها دست يابد
. در بسياري از اين تكنولوژيها كه اكنون كشورهاي پيشرفته در حال مطالعه بررسي آنها ميباشند، گسترة وسيع و متنوعي از مباني علوم پايه بويژه علوم رياضي وجود دارد، روشهاي مطالعه اين علوم نيز داراي تنوع زيادي است. خوشبختانه اكثر اين روشهاي رياضي جزو مطالب علمي روز دنيا ميباشند كه جهت كاربرد در علوم زمين از جمله اكتشاف هيدروكربور، سازگاري يافتهاند. برخي از اين روشهاي رياضي مانند تئوري و منطق آشوب، آمار فضايي، هندسه فركتال، شبكههاي عصبي و هوش مصنوعي، آناليز طيفي و تبديلات بعد فركانس، تجزيه و تحليل روند سطحي، روند سازي اورتوگونال، آناليز جزء اصلي، آناليز فاكتوري، آناليز خوشهاي و غيره در اكتشاف مخازن هيدروكربوري كاربرد فراواني دارند. حيطه كاربرد برخي از اين روشها نظير منطق فازي و آمار فضايي در كليههاي فعاليتهاي اكتشاف نفت و معادن ميباشد و برخي ديگر براي بررسي و تجزيه و تحليل دادههاي خاص مانند دادههاي ژئوشيمي و ژئوفيزيك كاربرد دارند.
در اين مقاله، برخي از روشهاي فوق به طور مختصر و كلي شرح داده ميشود با اين توضيح كه در حال حاضر موسسات و شركتهاي بزرگ دنيا كه در زمينه اكتشاف ذخاير هيدروكربوري فعاليت ميكنند، تحقيق و پژوهش اين روشها را در دست كار دارند و با تكيه بر آنها به توسعه نرمافزارهاي هرچه قدرتمندتر ميپردازند؛ كاري كه متاسفانه در كشور ما چندان به آن پرداخته نميشود. اميد است اين معرفي اجمالي بتواند انگيزهاي براي تحقيق، بررسي و كاربردسازي اين روشها در حيطه فعاليتهاي جديدي باشد كه تاكنون به آنها پرداخته نشده است.
1- تئوي آشوب :
تئوري آشوب يا فازي، نگرش جديدي است كه نخستين بار در سال 1965 توسط
پروفسور عسگرزاده مطرح گرديد. تئوري فازي مبتني بر نظريه "امكان" است
همانگونه كه علم آمار بر نظريه "احتمال" استوار است. كاربرد فراوان تئوري
احتمالات ممكن است به اين تصور منتهي شود كه عدم اطمينان موجود در
پديدههاي احتمالپذير، جنبه آماري داشته باشد و ماهيت تصادفي ندارد و از
اين رو ميتوان با استفاده از روشهاي آمار و احتمالات آنها را مورد بررسي
قرار داد. در حاليكه پديدههاي طبيعي فراواني يافت ميشوند كه
احتمالناپذيرند.
در علم رياضي نگرش دوارزشي به قضايا وجود دارد كه با نماد "1" و "0" به صورت "بود يا نبود" و "هست يا نيست" ارزشيابي ميشود و هيچ حالت بينابيني وجود ندارد؛ اما در دنياي واقعي پديدههايي فعالند كه توجيه آنها در چارچوب يك طيف پيوسته بين "بود يا نبود" و با ارزشي بين "0 و 1" به طور مناسبتري صورت ميگيرد. منطق فازي ابزار مناسبي براي بررسي اين پديدههاست.
با استفاده از تئوري و منطق آشوب، امكان رخداد پديدهاي در محدود "1" و "0" در نظر گرفته ميشود و ديگر استدلال اينكه پديدهاي حتما رخ داده يا حتما رخ نداده است منتفي ميگردد و ميتوان گفت كه: پديدهاي با امكان مثلا 0.4 رخ داده است
.
يكي از اساسيترين مباحث تئوري آشوب، بحث تابع عضويت و چگونگي تعريف آن است. تفاوت روشهاي فازي با روشهاي ديگر در تعريف تابع عضويت پديدههاست.
براي بدست آوردن تابع عضويت فازي، هيچ دستورالعمل و الگوريتم خاصي وجود ندارد، بلكه تجربه، نوآوري و حتي اعمال نظر شخصي (به صورت سيستم خبره يا Expert system در شكلگيري و تعريف تابع عضويت ميتواند مؤثر باشد.
در علم رياضي نگرش دوارزشي به قضايا وجود دارد كه با نماد "1" و "0" به صورت "بود يا نبود" و "هست يا نيست" ارزشيابي ميشود و هيچ حالت بينابيني وجود ندارد؛ اما در دنياي واقعي پديدههايي فعالند كه توجيه آنها در چارچوب يك طيف پيوسته بين "بود يا نبود" و با ارزشي بين "0 و 1" به طور مناسبتري صورت ميگيرد. منطق فازي ابزار مناسبي براي بررسي اين پديدههاست.
با استفاده از تئوري و منطق آشوب، امكان رخداد پديدهاي در محدود "1" و "0" در نظر گرفته ميشود و ديگر استدلال اينكه پديدهاي حتما رخ داده يا حتما رخ نداده است منتفي ميگردد و ميتوان گفت كه: پديدهاي با امكان مثلا 0.4 رخ داده است
يكي از اساسيترين مباحث تئوري آشوب، بحث تابع عضويت و چگونگي تعريف آن است. تفاوت روشهاي فازي با روشهاي ديگر در تعريف تابع عضويت پديدههاست.
براي بدست آوردن تابع عضويت فازي، هيچ دستورالعمل و الگوريتم خاصي وجود ندارد، بلكه تجربه، نوآوري و حتي اعمال نظر شخصي (به صورت سيستم خبره يا Expert system در شكلگيري و تعريف تابع عضويت ميتواند مؤثر باشد.
2- آمار فضايي:
علم آمار فضايي در حدود 75 سال پيش با شناسايي مقدماتي الگوهاي توزيع طلا
در معادن آفريقاي جنوبي، معرفي گرديد. آمار فضايي مخصوص به مراتب كليتر و
وسيعتر از مفهوم آمار كلاسيك ميباشد. تفاوت آمار فضايي با آمار كلاسيك در
دخالت دادن موقعيت هندسي دادهها در تخمين و بررسي پارامترهاي آماري مانند
ميانگين و انحراف معيار است، در حاليكه آمار كلاسيك بدون در نظر گرفتن
توزيع فضايي دادهها به مطالعه آنها ميپردازد. يكي از مزاياي روشهاي آمار
فضايي، امكان تهيه نقشههاي همخطا است كه منظور از خطا در اين نقشهها،
تفاوت ميزان پارامتر تخمين زده شده توسط آمار فضايي و مقدار واقعي آن
پارامتر است. يعني ميتوان يك تخمين آماري هندسي با خطاي هندسي معلوم را
صورت داد.
اگرچه عمده زمينههاي رشد و توسعه زمين آمار ، مسئله تخمين ذخاير معدني بوده است، ولي در زمينه ژئوشيمي، ژئوفيزيك، مكانيك سنگ، تخمين ذخاير مخازن هيدروكربوري و غيره نيز تحقيقات كاربردي زيادي انجام يافته است.
در صنايع و در مرحله توليد هيدروكربور، به دليل اثر نامطلوب خطاي تخمين در افزايش ريسك سرمايهگذاري، لازم است دقيقترين روش تخمين ذخيره كه بتواند حداقل خطاي تخمين را تضمين كند، به كار گرفته شود. در واقع كل ذخيره بايد به نوعي شبيهسازي شود كه انجام برآورد اقتصادي به ازاي شرايط گوناگون انتخاب شده، امكانپذير باشد. هيچ يك از روشهاي تخمين ذخيره سنتي قادر به انجام چنين امري نيستند.
اگرچه عمده زمينههاي رشد و توسعه زمين آمار ، مسئله تخمين ذخاير معدني بوده است، ولي در زمينه ژئوشيمي، ژئوفيزيك، مكانيك سنگ، تخمين ذخاير مخازن هيدروكربوري و غيره نيز تحقيقات كاربردي زيادي انجام يافته است.
در صنايع و در مرحله توليد هيدروكربور، به دليل اثر نامطلوب خطاي تخمين در افزايش ريسك سرمايهگذاري، لازم است دقيقترين روش تخمين ذخيره كه بتواند حداقل خطاي تخمين را تضمين كند، به كار گرفته شود. در واقع كل ذخيره بايد به نوعي شبيهسازي شود كه انجام برآورد اقتصادي به ازاي شرايط گوناگون انتخاب شده، امكانپذير باشد. هيچ يك از روشهاي تخمين ذخيره سنتي قادر به انجام چنين امري نيستند.
3) هندسه فركتال
هندسه فركتال نيز مشابه علم آمار فضايي، يكي از انواع روشهاي ساختاري
ميباشد كه ارتباط فضايي نمونهها و يا به عبارت ديگر موقعيت آنها نسبت به
هم را در نظر ميگيرد. اين هندسه دربرگيرنده مبحث هندسه عمومي اقليدسي
است.
بعضي از پديدههاي اطراف ما در چارچوب هندسه اقليدسي قابل توجيه نميباشند. در هندسه اقليدسي بعد، عدد صحيح مانند يك، دو و سه ميباشد و هندسه اقليدسي تنها ميتواند پديدهاي يك بعدي، دو و سه بعدي و يا بيشتر را توضيح دهد.
در هندسه فركتال اين نگرش جديد به وجود آمده است كه بعد پديدهها و رخدادها را عدد صحيح فرض نكنيم و لذا بعدهاي 3.25 بعدي و امثال آن مطرح ميشود. يعني هندسه فركتال به بررسي پديدههاي مستقل از مقياس و استخراج روابط موجود بين اشكال هندسي آنها در مقياس مختلف ميپردازد. در دهه گذشته هندسه فركتال به عنوان ابزاري قدرتمند در توصيف پديدههاي طبيعي در كليه علومي كه به نحوي با طبيعت در ارتباط هستند، به كار برده ميشود.
بعضي از پديدههاي اطراف ما در چارچوب هندسه اقليدسي قابل توجيه نميباشند. در هندسه اقليدسي بعد، عدد صحيح مانند يك، دو و سه ميباشد و هندسه اقليدسي تنها ميتواند پديدهاي يك بعدي، دو و سه بعدي و يا بيشتر را توضيح دهد.
در هندسه فركتال اين نگرش جديد به وجود آمده است كه بعد پديدهها و رخدادها را عدد صحيح فرض نكنيم و لذا بعدهاي 3.25 بعدي و امثال آن مطرح ميشود. يعني هندسه فركتال به بررسي پديدههاي مستقل از مقياس و استخراج روابط موجود بين اشكال هندسي آنها در مقياس مختلف ميپردازد. در دهه گذشته هندسه فركتال به عنوان ابزاري قدرتمند در توصيف پديدههاي طبيعي در كليه علومي كه به نحوي با طبيعت در ارتباط هستند، به كار برده ميشود.
4) شبكه هاي عصبي مصنوعي:
نخستين، عناصر مفهومي شبكههاي عصبي مصنوعي در اواسط سال 1940 به وجود آمد
و تا سال 1970 به تدريج توسعه يافتند. شبكههاي عصبي مصنوعي در زمينههاي
مختلف كاربرد وسيعي يافتهاند. از جمله ميتوان به كاربرد آنها در امور
اقتصادي، امور مهندسي، اموز پزشكي، امور اداري، مطالعات آماري و علم
مديريت اشاره كرد.
مهمترين مرحله گسترش جنبههاي تئوريك اين روش در طي شكوفايي تكنولوژي رايانه و كاربرد هوش مصنوعي به وجود آمده است.
از ويژگيهايي كه باعث ميشود شبكههاي عصبي مصنوعي براي مقاصد كنترل هوشمند مناسب باشد، ميتوان به يادگيري از طريق تجربه، پراكندگي اطلاعات، قابليت تصميم، پردازش موازي و مقاوم بودن اشاره كرد.
يك شبكه عصبي مصنوعي، يك سيستم با چندين واحد پردازش ساده تحت عنوان نرونها يا عناصر پردازشگر ميباشد. اين عناصر پردازشگر بوسيله رشتههاي سادهاي تحت عنوان رشتههاي سيناپتيكي به هر يك از عناصر پردازشگر مرتبط هستند. استحكام رشتههاي سيناپتيكي با پيوستن يك بردار وزن به آنها تغيير ميكند. نرونها در يك شبكه در لايهها سازماندهي ميشوند و هر لايه وظيفه مخصوصي به عهده دارد.
به طور كلي در يك شبكه عصبي مصنوعي، سه نوع لايه وجود دارد: لايه ورودي، اطلاعات لازم را از جهان پيرامون به صورت عادي در اختيار شبكه قرار ميدهد؛ لايههاي مياني (كه ممكن است بسته به نوع مسأله، بيش از يك لايه مياني در شبكه موجود باشد)، شامل نرونهايي هستند كه وظيفه ابلاغ نتايج محاسبه شبكههاي عصبي را به كاربر به عهده دارند. مثالهاي متعددي از كاربردهاي شبكه عصبي در صنعت نفت و معدن و ديگر رشتههاي مهندسي وجود دارد.
مهمترين مرحله گسترش جنبههاي تئوريك اين روش در طي شكوفايي تكنولوژي رايانه و كاربرد هوش مصنوعي به وجود آمده است.
از ويژگيهايي كه باعث ميشود شبكههاي عصبي مصنوعي براي مقاصد كنترل هوشمند مناسب باشد، ميتوان به يادگيري از طريق تجربه، پراكندگي اطلاعات، قابليت تصميم، پردازش موازي و مقاوم بودن اشاره كرد.
يك شبكه عصبي مصنوعي، يك سيستم با چندين واحد پردازش ساده تحت عنوان نرونها يا عناصر پردازشگر ميباشد. اين عناصر پردازشگر بوسيله رشتههاي سادهاي تحت عنوان رشتههاي سيناپتيكي به هر يك از عناصر پردازشگر مرتبط هستند. استحكام رشتههاي سيناپتيكي با پيوستن يك بردار وزن به آنها تغيير ميكند. نرونها در يك شبكه در لايهها سازماندهي ميشوند و هر لايه وظيفه مخصوصي به عهده دارد.
به طور كلي در يك شبكه عصبي مصنوعي، سه نوع لايه وجود دارد: لايه ورودي، اطلاعات لازم را از جهان پيرامون به صورت عادي در اختيار شبكه قرار ميدهد؛ لايههاي مياني (كه ممكن است بسته به نوع مسأله، بيش از يك لايه مياني در شبكه موجود باشد)، شامل نرونهايي هستند كه وظيفه ابلاغ نتايج محاسبه شبكههاي عصبي را به كاربر به عهده دارند. مثالهاي متعددي از كاربردهاي شبكه عصبي در صنعت نفت و معدن و ديگر رشتههاي مهندسي وجود دارد.
5) آناليز طيفي و تبديلات بعد فركانس :
اكثر وقايعي كه در طبيعت رخ ميدهند، به دو دسته كلي رخدادهاي تصادفي و
رخدادهاي غيرتصادفي تقسيم ميشوند. وقايعي كه رخداد تصادفي دارند، خارج از
حيطه قواعد نظم شناخته شده هستند (البته مباحثي مانند هندسه فركتال سعي
دارند اين پديدههاي بينظمي را به نوعي نظم مرتبط سازند) و ما قادر به
مدلسازي براي پيشبيني وقوع آنها نيستيم
.
وقايعي كه رخداد غيرتصادفي دارند، از آنرو كه تصادف در وقوع آنها نقشي نداشته، تحت شرايط خاص قابل تكرار شدن هستند و همين موضوع كه تكرارپذيري دارند، امكان در نظر گرفتن يك تناوب را براي وقوع آنها مطرح ميسازند (مانند فعاليتهاي روزانه).
آناليز طيفي و تبديلات بعد فركانس، روش رياضي كارآمدي براي به مدل درآوردن وقايع تصادفي يا غيرتصادفي است. اين روش رياضي مبتني بر تخمين تابع رياضي به صورت تركيبي از توابع مثلثاتي است. در اكثر مسائل مهندسي لازم است كه يك تابع (متناوب و يا غير متناوب) را به صورت تابعي هارمونيك (مركب از جملاتي مثلثاتي) مورد مطالعه قرار دهيم. اين عمل بوسيله تبديلات بعد فركانس انجام ميگيرد. انواع بسطهاي مثلثاتي فوريه، هارتلي، هيلبرت و غيره از ابزارهاي اين روش ميباشند. اين تبديلات بر روي توابع يكبعدي و دوبعدي قابل اجرا هستند. بديهي است هر قدر تعداد جملات مثلثاتي كه تابع را بوسيله آنها تخمين ميزنيم، بيشتر باشد تخمين دقيقتري از تابع را بدست خواهيم آورد.
روش آناليز طيفي، روشي سازگار شده براي تفكيك اثرات عواملي است كه با هم تركيب شده و به صورت يكجا ثبت ميشود. در اصل اين روش براي تفكيك امواج و شناسايي آنها از هم به وجود آمده است. روش آناليز طيفي از دادههاي تبديلات بعد فركانس استفاده مينمايد. بعد از تخمين تابع رياضي هدف (كه از مشاهده رخداد به دست ميآيد)، توسط جملاتي مثلثاتي با بررسي فركانس و شدت مربوط به هر جمله مثلثاتي (كه مربوط به منابع مختلفي است كه آثار آنها در هم تركيب شده و به صورت تابع مشاهده شده است) و بررسي اين فركانسها و شدتها، استنتاجهاي خاصي براي كسب پارامترهاي متغير مورد بررسي صورت ميگيرد.
مبحث آناليز طيفي و تبديلات فركانسي امروزه جزو متداولترين روشهاي پيشرو در مطالعه پديدههاي علوم مختلف مانند فيزيك موج، مخابرات، مكانيك سيالات و غيره است و كاربردهاي متعدد ديگر آن در علوم زمينشناسي و نفت مطرح شده است.
. وقايعي كه رخداد غيرتصادفي دارند، از آنرو كه تصادف در وقوع آنها نقشي نداشته، تحت شرايط خاص قابل تكرار شدن هستند و همين موضوع كه تكرارپذيري دارند، امكان در نظر گرفتن يك تناوب را براي وقوع آنها مطرح ميسازند (مانند فعاليتهاي روزانه).
آناليز طيفي و تبديلات بعد فركانس، روش رياضي كارآمدي براي به مدل درآوردن وقايع تصادفي يا غيرتصادفي است. اين روش رياضي مبتني بر تخمين تابع رياضي به صورت تركيبي از توابع مثلثاتي است. در اكثر مسائل مهندسي لازم است كه يك تابع (متناوب و يا غير متناوب) را به صورت تابعي هارمونيك (مركب از جملاتي مثلثاتي) مورد مطالعه قرار دهيم. اين عمل بوسيله تبديلات بعد فركانس انجام ميگيرد. انواع بسطهاي مثلثاتي فوريه، هارتلي، هيلبرت و غيره از ابزارهاي اين روش ميباشند. اين تبديلات بر روي توابع يكبعدي و دوبعدي قابل اجرا هستند. بديهي است هر قدر تعداد جملات مثلثاتي كه تابع را بوسيله آنها تخمين ميزنيم، بيشتر باشد تخمين دقيقتري از تابع را بدست خواهيم آورد.
روش آناليز طيفي، روشي سازگار شده براي تفكيك اثرات عواملي است كه با هم تركيب شده و به صورت يكجا ثبت ميشود. در اصل اين روش براي تفكيك امواج و شناسايي آنها از هم به وجود آمده است. روش آناليز طيفي از دادههاي تبديلات بعد فركانس استفاده مينمايد. بعد از تخمين تابع رياضي هدف (كه از مشاهده رخداد به دست ميآيد)، توسط جملاتي مثلثاتي با بررسي فركانس و شدت مربوط به هر جمله مثلثاتي (كه مربوط به منابع مختلفي است كه آثار آنها در هم تركيب شده و به صورت تابع مشاهده شده است) و بررسي اين فركانسها و شدتها، استنتاجهاي خاصي براي كسب پارامترهاي متغير مورد بررسي صورت ميگيرد.
مبحث آناليز طيفي و تبديلات فركانسي امروزه جزو متداولترين روشهاي پيشرو در مطالعه پديدههاي علوم مختلف مانند فيزيك موج، مخابرات، مكانيك سيالات و غيره است و كاربردهاي متعدد ديگر آن در علوم زمينشناسي و نفت مطرح شده است.
6) تجزيه و تحليل روند سطحي:
رخدادهاي طبيعي، معمولا تركيبي از اثرات عوامل متعددي است كه در انجام آن
رخداد دخالت دارد. بديهي است پارامترهاي اندازهگيري شده رخدادهاي طبيعي
نيز تركيبي از پارامترهاي عوامل متعددي است كه در كل رخداد دخيل بودهاند.
براي حذف اثرات عواملي كه اهميت اقتصادي ندارند يا عوامل اقتصادي را مخدوش
مينمايند، روشهاي مختلفي وجود دارد كه يكي از اين روشها، تجزيه و تحليل
روند سطحي است. با اعمال اين روش، روند كلي تغييرات نامطلوب و يا به
عبارتي ديگر "مقدار زمينه" را ميتوان از تغييرات تصادفي محلي متمايز
نمود.
اساس اين روش بر محاسبه سطحي استوار است كه بيشترين تناسب و يا به عبارت ديگر بهترين تطابق را نسبت به مقادير مشاهده شده داشته باشد. معادله اين سطح ممكن است بوسيله توابع درجه 1، 2 و 3 بوسيله مدل فوريه بيان شود. در عمل مقدار مشاهده شده هر داده به دو مولفه "روند سطحي" (يا مقدار زمينه) و "پسمانده" تجزيه ميشود كه دادههاي پسماند، اثرات ناشي از عوامل مطلوب را نشان ميدهند. اين عمل بايد طوري صورت بگيرد كه مجموع مربعات مقادير پس ماند، حداقل گردد.
بديهي است هرچه درجه توابع مصرف اين سطوح بيشتر باشد، امكان دسترسي به سطحي كه بيشترين مناسبت و يا بهترين تطابق را با مقادير مشاهده شده داشته باشد بيشتر خواهد بود و آثار عوامل مفيد بهتر مشاهده ميشود.
روش تحليل روند سطحي در كليه امور مهندسي از جمله مهندسي نفت و تكنيكهاي اجرايي آن كاربرد وسيعي دارد.
اساس اين روش بر محاسبه سطحي استوار است كه بيشترين تناسب و يا به عبارت ديگر بهترين تطابق را نسبت به مقادير مشاهده شده داشته باشد. معادله اين سطح ممكن است بوسيله توابع درجه 1، 2 و 3 بوسيله مدل فوريه بيان شود. در عمل مقدار مشاهده شده هر داده به دو مولفه "روند سطحي" (يا مقدار زمينه) و "پسمانده" تجزيه ميشود كه دادههاي پسماند، اثرات ناشي از عوامل مطلوب را نشان ميدهند. اين عمل بايد طوري صورت بگيرد كه مجموع مربعات مقادير پس ماند، حداقل گردد.
بديهي است هرچه درجه توابع مصرف اين سطوح بيشتر باشد، امكان دسترسي به سطحي كه بيشترين مناسبت و يا بهترين تطابق را با مقادير مشاهده شده داشته باشد بيشتر خواهد بود و آثار عوامل مفيد بهتر مشاهده ميشود.
روش تحليل روند سطحي در كليه امور مهندسي از جمله مهندسي نفت و تكنيكهاي اجرايي آن كاربرد وسيعي دارد.
مآخذ
1- clark, Isabel, 1987,Practical Geostatistics, Chapman & Hill Press.
2- مهنا عليرضا، 1371, نقش آمار در علوم زمين, مجله رشد زمين شناسي
3- Armstrong M. 1988, Basic Linear Geostatistics.
4- خداياري اصغر ، 1371, اصول زمين آماري, انتشارات جهاد دانشگاهي دانشكده فني
5- مدني حسن 1373, مباني زمين آمار, انتشارات دانشگاه صنعتي اميركبير
6- Hykin S. , 1999,Neoural Network : A comprehensive Foundation Practice Hall, 842 p.
7- wu – x – zhouy – 1993, Reservoir stimation using Neoural Network Technique computer & Geoscience.
8- Allen j. B , 1970, Estimation Institute of Astronautics journal , 8, 414 – 423.
9- jones T. A., Hamilton D. E, Jhonson C. R. , 1992, contouring Geological surface with the computer van. Nostrand, New York.
10- Philip G. M., wakon D. F , 1986, Materonian Geostatistics –Numerical Geology.
11- Watncy W. L., 1985.Resolving controls on Epeiric sedimentary Trend surface Analysis Mathematical Geology, 17, 427-451.
12- Lutz T. M. , 1986.An Analysis of the orientations of large scale crustal Features Journal of Geophysical Research, 91 (B), 421-434.
13- Mandelbort, B. B., 1983.The Fractal Geometry of Natore Freeman , New York , 468 pp
14- Quiming Cheng, Agterberg F. P., Ballantye S. B. , 1994 The Separation Anomalies from Background by Fractal Methols Elsevier journal of Geochemical Exploration, 51, 109-130
15- Ramsay J. S., Muber M. S. , 1983.The techniques of Medem structural Geology Academic Press, London, Vol . 1
16- Swan A. R. H, Sandilands M., Mccabe P., 1995.Introduction to Geological Data Analysis University of otava Press.
17- Altrock C. V. , 1995.Fuzzy logic and Neouro – Fuzzy Aplications Explained Prentice Hall, 384 p
18- محمود طاهري, آشنايي با نظريه مجموعههاي فازي, انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد 1375.
19- Andrews h. c., Caspari K. L, 1970. A generalized technique for spectral Analysis ieeetrans. Computers c -19 , 16 – 25
21- Chat field C. , 1989.The Analysis of time series , An Introdution chapman & Hall, London
22- Naida P. S. , Mathew M. P. , 1998. Analysis of Geophysical Potential fields Elsevier
23- Bracewell r. n. , 1986.fast two Dimentional hartly transform proc
منبع: http://naft.itan.ir/?ID=514
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 10:37 توسط المیرا حبیب اله
|